1- سرِ کچلم را نبینهمهی عمرم به جز موهایِ تو
غبطهی موهایِ هیچ کس را نخوردهاَم!
2- عهد کن مِن بعد
دیگر از این زیباتر نشوی
هر روز امّا
باز زیرِ عهدَت بزن...
3- پس از مرگم از خاکِ من
بابونهها سر بر خواهند آورد
اینقدر که من عاشقانه
خیره ماندهام به عکسِ تو
(البته عکسِ سابقتون استاد!)
4- چون شمعی بر بامِ خانهام
میسوزم و دود میشوم
تا شبِ آمدنَت میانِ این همه تاریکی
مرا دوباره گم نکنی...
5- دیگر بویِ پیراهنِ تو را میدهم
بس که یعقوبوار
دلخوشم من به بازگشتِ تو...
6- همه بارهایِ زندگیام را
دیگر بر زمین گذاشتهام
لطف کن و خستگیهایت را
بر کولهی من بگذار...
7- خودش نبود امّا خیالش
خدایِ روزهای من بود و
ناخدایِ شبهای من...
8- تو بگو تمام این سالها
بارشِ سهمناکِ ابرهایِ تیرهی کدامین پاییز
ردِ پاهایِ تو را از دل من شست؟!
9- پنجرهات را باز کن مهربان
باز هم هوایِ این شهر گرفته است...
10- چَشمهایش دنیایِ من بود
و من تنها شاعرِ تاریخ بودم که تمامِ دنیا
شعرهایِ مرا میخواند...
مونامور...